الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )
137
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )
است پس بيرون شد ولى على را ديد و سورهء برائت را به او داد و او بود كه آن را ندا مىداد . 324 - 325 - مشابه اين مضمون با دو سند ديگر نيز نقل شده است . 326 - عن جابر بن عبد اللّه أن النبي ( ص ) حين رجع من عمرة جعرّانة ، بعث أبا بكر على الحج ، فأقبلنا معه إذا كنّا بالعرج ثوى بالصبح فلمّا استوى ليكبّر إذ سمع الرغوة خلف ظهره فوقف عند التكبير فقال : هذه رغوة ناقة رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم الجدعاء ، لقد بدا لرسول اللّه فى الحجّ فلعلّه أن يكون رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم فنصلّي معه فإذا عليّ عليها فقال له أبو بكر : أمير أم رسول ؟ فقال : لابل رسول أرسلني رسول اللّه ببرائة أقرأها على الناس في مواقف الحج قال : فقدمنا مكّة ، فلمّا كان قبل يوم التروية بيوم قام أبو بكر فخطب الناس و حدّثهم عن مناسكهم حتّى إذا فرغ قام عليّ عليه السلام فقرأ على الناس براءة حتى ختمها ، و كذلك يوم عرفة و يوم النحر ، و يوم النفر الأوّل . جابر بن عبد اللّه گفت : وقتى پيامبر از عمرهء جعرانه برگشت : ابو بكر را به حج فرستاد ، ما هم با او رفتيم چون به « عرج » رسيديم صبح شد ، وقتى آماده شد كه تكبير بگويد ، پشت سر خود صداى شتر شنيد از گفتن تكبير باز ايستاد و گفت : اين صداى شتر پيامبر است ، حتما براى رسول خدا در امر حج كارى پيش آمده ، شايد او پيامبر باشد پس با او نماز مىخوانيم ، ناگهان على را بر آن ناقه ديد و به او گفت : آيا اميرى و يا پيامى دارى ؟ گفت : بلكه پيام آورم ، رسول خدا مرا با سورهء برائت فرستاده كه آن را در مواقف حج براى مردم بخوانم ، پس به مكه آمديم و چون يك روز مانده به روز ترويه فرا رسيد ، ابو بكر به پا ايستاد و براى مردم خطبه خواند و از مناسك آنها سخن گفت و چون فارغ شد ، على به پا خواست و سورهء برائت را به مردم خواند و آن را به پايان برد و نيز روز عرفه و روز عيد قربان و روز كوچ نخستين آن را خواند . 327 - عن ابن عبّاس قال : وجّه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم بالايات من